حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

629

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

نيست . اعليحضرت به واسطهء دخل زياد دولت ، بناى باغ امارت مفصلى در دوشان‌تپه گذاشته كه صد هزار تومان خرج دارد « 88 » . براى دارا آباد كه شاه‌آباد است ، صد خرج شد . در اين سفر هم در دوشان طرح عمارت جديدى ريختند . پسر زال هم در اتلاف و اصراف به قسمى همراهى دارد كه به كلى تمام ايران را امسال تا آخر سال بفروشد . ديگر راه نجاتى و حياتى براى دولت و ملت ايران باقى نماند . سه‌شنبه 24 جمادى الاول 1321 قمرى فرزند مكرم روز سه‌شنبه بيست و چهارم است ، براى حفظ ترتيب مراسلات ، بايد مختصرى بنويسم . در پانزدهم ماه در تهران و شميران اغلب هوا ابر و منقلب بوده است . در بيستم ، گاهى هم ترشح باران شده است . ديروز و ديشب كه باد شديد و بارانى كه قريب به جريان ناودان بود واقع شد . ديشب كه شب بيست و چهار بود ، گويا البرز را برف زد و حال آن‌كه ، از برف كهنه خيلى باقى است ؛ حتى در ده بالاى پس قلعه ، برف كلى از بهمنى كه زمستان ريخته دارد . موكب مسعود بنا بود چهارم ماه نو به نياوران تشريف بياورد ، تبديل به بيست و هفتم فرمودند . در اين سفر ، حركت اردوى متحرك موقوف شد ؛ به اين معنى كه ، اين اردو را براى تهديد اهل اصفهان و يزد - به جهت قتل و غارتى كه از جماعت « بهائيه » كرده بودند - مىفرستادند كه ساير ولايات هم متنبه شوند . بعد از اين‌كه يزد آرام گرفت و آقاى نجفى عريضه نوشت كه « مردم اصفهان در اين غوغا تقصيرى نكرده‌اند ، از علما و عقلا هم حركتى نشده است ، جهال مرتكب اين شرارت شده‌اند ؛ اگر مقصود شخص من است ، اينك به عزم دار الخلافه بيرون آمدم » و روز بيست و يكم هم خودش بعد از اين عريضه بيرون آمد ، دولت هم چون استعداد تحمل مخارج نداشت و احتمال هم مىداد كه كار ، گردنگير ملاها و ملت شود ، غنيمت شمرد . براى اردوى متوقف هم كه به رياست سپهسالار است ، از هيچ جا فوجى نرسيد . استعدادى كه آمد ، دو فوج قزوين بود كه پانزده روزه حاضر شدند و صد و پنجاه سوار افشار جهانشاه خان . ولى خود جهانشاه خان عذر خواست كه ناخوشم ، نمىتوانم بيايم . بعد ، اركان ثلثه را به اردو خواستند ؛ به امضاء آن‌ها ، سفر نصر السلطنه موقوف شد . حالا انتظار دارند كه از افواج اردوى متوقف ، دو فوج برسد ، افواج قزوين مرخص شود . فوج‌هاى قزوين به واسطهء فاصل دستور العمل ، چهار سال بود مواجب محلى نگرفته بودند . در اين موقع ، از بخت نصر السلطنه ، هم زود آمدن آن‌ها خيلى جلوه كرد و هم مواجب چهار سالهء محلى را نقد گرفتند . البته از اخبار تلگرافى ، فقرهء فوت مرحوم وزير دربار را شنيده‌ايد . فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ « 89 » ؛ باز معتقد به اسباب و وسيله و تدبير باشيد . اگرچه عوام و اهل بازار

--> ( 88 ) - در مجموعه اسنادى كه تحت عنوان « مكاتبات عين الدوله » در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ( ع 5788 ) ضبط است ، نامه‌اى درين باب ديده شد . متن نامه چنين است : « هو - عين الدوله وزير داخله - به ظل السلطان تلگراف نمائيد يكصد اصله درخت به اصفهان و يكصد درخت زردآلوى شكرپاره و يكصد درخت سيب گلاب معجلا روانه نمايند ، كه مىخواهيم بدهيم در دوشان‌تپه تا موقع درخت‌كارى نگذشته است بكارند . به مصدق الملك هم به كاشان تلگراف نمائيد ده بار نهال انار از كاشان به زودى ارسال دارند » . ( 89 ) - قرآن مجيد . سورهء الحشر ، آيهء 59 .